نوای دل
تلخ است روزگار ، با یاد تو شیرین می شود
به خواب غفلت خویشم ز هم پاشیده سامانم 
من بیچاره یک عمری اسیر این زمستانم

به سمت این و آن بردم نگاهم را ولی افسوس
تو را دیگر نمی‎بینم چه سنگین است تاوانم

خجالت می‎کشم آقا بگویم شیعه‎ات هستم 
اگر اذن شما باشد بگویم از محبانم

برایم گریه‎ها کردی ولی من فکر خود بودم 
پریشانم شدی العفو نفهمیدم پشیمانم، پشیمانم

من آلوده را آخر چرا تحویل می‎گیری 
چه دیدی از من آخر که خودم حتی نمی‎دانم

علی این روزها دیگر به خانه دیر می‎آید 
ز تنهائیش می‎سوزم ز حیرانیش حیرانم

گمانم نیمه شب زهرا صدا کرده حیدر را 
که ای یار غریب من حلالم کن نمی‎مانم





نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

به امید ظهور مولا و سرورمان حضرت حجت ابن الحسن(عجل الله فرجه الشریف)
که صد البته نزدیک است
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پایگاه نوحه و سبک های مداحی