نوای دل
تلخ است روزگار ، با یاد تو شیرین می شود

ای که با آلوده‌ای چون من مدارا می‌کنی 
دردهایم را به یک ناله مداوا می‌کنی

تو کریم سفره‌داری من گدای دوره گرد 
با گدای خود همیشه با کرم تا می‌کنی

ماه مهمانی گذشت و کاسه‌ی من خالی است 
کاسه را پر کن چرا امروز و فردا می‌کنی؟

تا جوانی دیده گریان عذرخواهی می‌کند 
با ملائک می‌نشینی و تماشا می‌کنی

هر کسی یک ماه را آمد سحرها گریه کرد 
پای او را یک سحر صحن نجف وا می‌کنی

لایق لطفت نبودم من که می‌دانم اگر 
لطف بر ما می‎کنی با عشق مولی می‌کنی

تا که می‌گویم حسین عرش تو می‌‎ریزد به هم 
گوئیا در سینه‎ام شش گوشه برپا می‎کنی

هر که بر پیشانی‌اش بنوشته زوار الحسین 
در قیامت می‌گردی و زود پیدا می‌کنی

گریه‎کن‎های حسین محشر معطل نیستند 
راهشان را جانب باب الحسین وا می‌کنی

شک ندارم هر کسی شد بیشتر خرج حسین 
عاقبت او را جنان مهمان «زهرا» می‌کنی

یعنی امسال اربعین من هم خدایی می‌شوم؟ 
از نجف پای پیاده کربلایی می‌کنی؟





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

به امید ظهور مولا و سرورمان حضرت حجت ابن الحسن(عجل الله فرجه الشریف)
که صد البته نزدیک است
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پایگاه نوحه و سبک های مداحی