نوای دل
تلخ است روزگار ، با یاد تو شیرین می شود

تلخم شبیه زهر، ماهم را عسل کن 
شرّالعمل‎های مرا خیرالعمل کن

نالان و خسته آمدم در نیمه‌ی شب 
مثل همیشه سائل خود را بغل کن

از بس که با روی خوشت دستم گرفتی 
هربار پرروتر شدم با من جدل کن

خدای من جای طلا مشتی بدل آوردم اما 
وقتی نگاهم می‌کنی آنرا بدل کن

مهلت ندارم وقت مهمانی تمام است 
فکری به حال من در این ضرب الاجل کن

میل نجف دارم همیشه وقت افطار 
این قند را در چای من بگذار حل کن

در خانه‌ای تاریک ذکرم یا حسین است 
آن شب به قولی که به من دادی عمل کن

زینب به سر زد گفت ای جان برادر 
فکری به حال ضربه‌های بی‌محل کن

از چه سرت را می‌برد از پشت دشمن
جان داد خواهر یک نظر بر روی تل کن





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

به امید ظهور مولا و سرورمان حضرت حجت ابن الحسن(عجل الله فرجه الشریف)
که صد البته نزدیک است
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پایگاه نوحه و سبک های مداحی