نوای دل
تلخ است روزگار ، با یاد تو شیرین می شود

دردهایم شده تکرار به هم ریخته‎ام
غم شده بر سرم آوار به هم ریخته‎ام

بعد عمری سر پیر خودم می‎نگرم
من کی‎ام؟ عبد گنه کار به هم ریخته‎ام

آخر سال شد و درد فراقت آقا
شده در سینه تلنبار، به هم ریخته‎ام

قدر یک سال خجالت زده‎ام از رویت
حقم این است که بسیار به هم ریخته‎ام

خبری نیست دگر از من و اشک سحرم
چشم‎هایم شده بیمار به هم ریخته‎ام

منم و این دل رسوا شده و دست نیاز
نظری حضرت دلدار، به هم ریخته‎ام

پسر حضرت زهرا به رقیه العفو
التفاتی بکن ای یار به هم ریخته‎ام

جان فدای دل آن دخترکی که می‎گفت 
من به زمین خوردم و ناچار به هم ریخته‎ام

روسری سوخت، سرم سوخت، حجابم افتاد 
وسط کوچه و بازار به هم ریخته‎ام

خبری از پدرم نیست مرا برده ز یاد 
اصلا انگار نه انگار به هم ریخته‎ام





نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

به امید ظهور مولا و سرورمان حضرت حجت ابن الحسن(عجل الله فرجه الشریف)
که صد البته نزدیک است
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پایگاه نوحه و سبک های مداحی