تبلیغات
نوای دل
نوای دل
تلخ است روزگار ، با یاد تو شیرین می شود

نیمه شب آمده و دیده‌ی بیداری هست 
سفره را جمع نکن، عبد گنه‌کاری هست

آمدم با تو بگویم که پشیمانم من 
آمدم حال که یک فرصت اقراری هست

تو مرا رد نکن ای یار که هر چند بدم 
بین خوبان توام گرمی بازاری هست

مانده‌ام گر تو نبودی که مرا می‌بخشید؟ 
ای کس بی‎کسی‌ام غیر تو غفاری هست؟

خوب و بد را تو به یک چشم ببینی چه شود 
در کنار گلِ این باغ، یقین خاری هست

کار هر وقت گره خورده به مادر گفتم 
«فاطمه» وقت غم و وقت گرفتاری هست

لطف زهراست اگر گریه‌کن اربابم 
لطف زهراست اگر اشک غمش جاری هست

با سلامی به لب خشک اباعبدالله 
مثل یکبار زیارت دم افطاری هست

نگرانم نگرانم نکند من به مُحرم نرسم 
مادرم (فاطمه) بهر عزای پسرت کاری هست؟

روضه بگذار برای علی اکبر باشد
روضه خوان هم پدرش با دل خونباری هست

پیش دشمن مپسند این همه من گریه کنم
حاصل اشک مرا خنده‎ی بسیاری هست

اشبه الناس نبی، جلوه‎ی زهرا شده‎ای
کنج پهلوی تو انگار که مسماری هست





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بر نهالی که شکسته ثمری نیست، نگرد 
بین بارم عملی که بخری، نیست نگرد

سر به زیر آمده‌ام تا که بدانی از من 
بنده‌ی عاصی و شرمنده‌تری نیست نگرد

تو پی اشکی و من چشمه‌ی خشکیده شدم 
در بساطم خبر از چشم تری نیست نگرد

اهل بیتت خدایان کرم طبع مرا 
جز سرودن ز کریمان هنری نیست نگرد

ای که بی حبّ علی دور حرم می‌گردی 
طوف بی حبّ علی را اثری نیست نگرد

اگر امروز پی ضامن فردا هستی 
جز به دربار خراسان خبری نیست نگرد

دوست دارم بشوم زائر مشهد یا رب 
در دلم حاجت و میل دگری نیست نگرد

کار ارباب رسیده است به کوچه دیده‎ام 
آخر روضه به جز خون جگری نیست نگرد

ای اباصلت از این کوچه خیالت راحت 
خوب شد بین گذر رهگذری نیست نگرد

دور این خانه اگر چه پر خاک است ولی 
هیزم شعله‌ور و میخ ____ نیست نگرد





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

تلخم شبیه زهر، ماهم را عسل کن 
شرّالعمل‎های مرا خیرالعمل کن

نالان و خسته آمدم در نیمه‌ی شب 
مثل همیشه سائل خود را بغل کن

از بس که با روی خوشت دستم گرفتی 
هربار پرروتر شدم با من جدل کن

خدای من جای طلا مشتی بدل آوردم اما 
وقتی نگاهم می‌کنی آنرا بدل کن

مهلت ندارم وقت مهمانی تمام است 
فکری به حال من در این ضرب الاجل کن

میل نجف دارم همیشه وقت افطار 
این قند را در چای من بگذار حل کن

در خانه‌ای تاریک ذکرم یا حسین است 
آن شب به قولی که به من دادی عمل کن

زینب به سر زد گفت ای جان برادر 
فکری به حال ضربه‌های بی‌محل کن

از چه سرت را می‌برد از پشت دشمن
جان داد خواهر یک نظر بر روی تل کن





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دنیا به بند خود کشیده پای ما را
از من گرفته ادّعا، حال دعا را

حس خجالت از گناهانم ندارم
گستاخی‎ام از ریشه خشکانیده حیا را

حال عجیبی نیست حال چشم خشکم
وقتی که قلبم گشته مثل سنگ خارا

از سرکشی‎هایم سرم بر سنگ خورده 
روی خطاهایم بکش خط عطا را

یا که بکُش امشب و یا اینکه ببخشم 
من می‎گذارم روی لطف تو بنا را

من خسته‎ام از این همه دور از تو بودن
یک جور پایانش بده این ماجرا را

ربّی که من سائل شدم خیلی بعید است 
با دست خالی رد کند از در گدا را

پس از تو می‎خواهم بیایم من هم امسال 
موکب به موکب از نجف تا کربلا را

امشب برای روضه‎ی «موسی بن جعفر»
آورده‎ام با خود «علی موسی الرضا» را

در گوشه‎ی زندانِ هارونِ حرامی 
بستند بین سلسله آقای ما را

دید از تن آقا فقط تصویر مانده
سِندی به پای خویش می کوبد عبا را

افطار می‎آمد فحش می‎داد 
با قلب غمبارش نکرد اصلا مدارا





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

قطره‎ای نیست از این رود که دریا نشده
چهره‎ای نیست در این ماه که زیبا نشده

من گدایی که نشستم همه جا با همه کس
او خدایی ست که از پیش گدا پا نشده

یا که بخشنده و ننوشته گنهکار مرا 
یا که پرونده‎ی من گم شده پیدا نشده

خوبی یوسفم این است که در اوج مقام 
مانع سوختن و عشق زلیخا نشده

کاسه‎ی آبرویی داشتم از لطف خدا 
بارها خورده زمین بشکند اما نشده

وقت و بی‎وقت نشان داده که قولش قول است
نشده زود بگوید برو حالا، نشده

با کریمان بنشین شب دم دیوار بهشت 
روزی سفره‎ی تو آمده، فردا نشده

در کجا دیده کسی جز سر بازار علی 
این همه بنده‎ی آلوده رسوا نشده

ای که جامانده‎ای از قافله‎ی عفو بیا 
فاطمه گفته بیا آخر دنیا نشده

زیر بال و پر من را همه جا خوب گرفت 
همه خسته شدند از من و زهرا نشده

زود ما را برسانید حرم، جان حسین
جور کن کار سفر را اگر امضا نشده

کار من دست رقیه است همان بانو که 
کم ندارد در امامت فقط آقا نشده

کسی اندازه‎ی او چکمه نخورده است ز همه
کسی اندازه‎ی زینب کمرش تا نشده

چند تا ناخن اگر مانده شکسته شده‎اند 
هر چه کرده گره موی سرش وا نشده

حجم سیلی ز سر و صورت او بیشتر است
پنج انگشت روی چهره‎ی او جا نشده





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آغوش بگشا بنده‌ات آمد دوباره
مهمان سرافکنده‌ات آمد دوباره

درمانده‌ای که از کسی خیری ندیده
آنکه برایت دردسر دارد رسیده

شیطان چه ماهر بود در راهم کمین زد
آخر به هر نحوی شده من را زمین زد

بگذارم به روی دامنت سر
راهم بده چونکه ندارم جای دیگر

دور تو را با بی‎حیایی خط کشیدم
از نارفیقانم ولی منّت کشیدم

جایی که رفتم بدترین آدم نرفته
گرچه تو یادت رفته، من یادم نرفته

یک عمر کج رفتم بزن، اصلا غضب کن
اما مرا مخفی از این مردم ادب کن

سرپیچی از تو کردم و تیرم خطا رفت
حالا شدم بی آبرو، عفوت کجا رفت؟

ناخواسته از آن که با تو در ستیزم
خیلی خجالت می‌کشم خیلی عزیزم

این کوله بارم نیست کوه اشتباه است
از بس که بخشیدی مرا رویم سیاه است

جای سیاهی را عوض کن با سپیدی
بگذر از جرم من شتر دیدی ندیدی

جرات ندارد هیچکس بر من بخندد
حیدر مرا هم می‌خرد، هم می‌پسندد

حبّ علی را دارم از بنیان و ریشه
زهرا برایم مادری کرده همیشه

تقدیر من را کاشکی زهرا بخواهد
یک کربلا بهر من امسال

اصلا ثواب هر شب قدرم حسین است
وحشت ندارم، راحتِ قبرم حسین است

آنان که از چاه علی سیراب خوردند
ارباب را لب تشنه در گودال بردند

مولای ما را زیر دست و پا کشیدند
با کینه از حیدر، سر او را بریدند





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

باز کن آغوشت ای غفار من برگشته‎ام
سر به زیر و بی‎کس و یار من برگشته‎ام

دل به هر کس غیر تو دادم غرورم را شکست
زخمی از بی‎مهری و آزار من برگشته‎ام

ای رفیق روزهای سخت دستم را بگیر
کن نظر، خورده گره در کار من برگشته‎ام

پیش این و آن بیا و دست من را رو مکن
آبروداری کن ای ستار من برگشته‎ام

یا درستم کن همین امشب و یا مرگم رسان
خسته‎ام از این همه تکرار من برگشته‎ام





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

باید برای حال زارم ناله سر کرد
یا لااقل این شام ظلمت را سحر کرد

وقت گرفتاری تو را خواندن هنر نیست
آنکه همیشه خوانده نامت را هنر کرد

فهمیده‌ام از «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ»
هر کس که از یاد تو غافل شد ضرر کرد

دیروز اهل اشک و استغفار بودم
امروز اما معصیت بر من اثر کرد

مردم همه خوابند و من بیدار و بی‌تاب
دیدی مرا عشق تو آخر در به در کرد

شرمنده از بار گناهم بودم اما
بخشندگی‌هایت مرا شرمنده‌تر کرد

کارم گره خورده است دیگر مطمئنم
باید «حسین بن علی» را باخبر کرد

دور گناه و معصیت را خط کشیدم
از آن شبی که فاطمه بر من نظر کرد

تا دید از جای دیگر خیری ندیدم
ما را گدا و سائل این دوروبر کرد

راه هزاران ساله را یک روزه طی کرد
یک روز هر کس سمت شش گوشه سفر کرد

می‌رفت زینب پابه پای آن سری که
منزل به منزل بر فراز نی سفر کرد

یک جا میان تشت و یک جا بین گودال
یک جا هم از بازار شامی‎ها گذر کرد





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

این ناله‌ها غیر از صدا چیزی ندارد
این حرف‌ها جز ادّعا چیزی ندارد

حیف است دنبال صدای ما می‌آیی
در عمق این آقا بیا چیزی ندارد

بهتر که روی ما حسابی وا نکردی
پرونده‌ی ما جز جفا چیزی ندارد

رحمی به حال سائل بیچاره‌ای که
غیر از تو و غیر از خدا چیزی ندارد

حتی برای اینکه چشمت را بگیرم
دل در بساطش چیز ناچیزی ندارد

داراترین دارای دنیا هم که باشد
هر کس نمی‌خواهد ترا چیزی ندارد

خالی‌ست دستان من اما چشم‌هایم
جز اشک در این روضه‌ها چیزی ندارد

حرف دل ما را بخوان از چشم‌هامان
جز آرزوی کربلا چیزی ندارد

قحطی آب آمد همه گفتند عمو جان
غیر از ترک لب‌های ما چیزی ندارد

جز چشم خون و دست قطع و مشک پاره
دیگر عموی باوفا چیزی ندارد

هر که زهرایی‌ست خون بارد ز چشم
تیر با زانو برون آمد





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

عاشق همیشه پای دلدار می‌نشیند
تا صبح تا سحرگاه بیدار می‌نشیند

شکر خدا که لیلی ظرف مرا شکسته
بی‌آبرو میان انظار می‌نشینم

غم داشتم ولیکن گل گفتم و شنفتم
آنجا که باغبانش با خار می‌نشیند

جُونم که روی زشتم ربطی به کس ندارد
بوی خوشم به جان عطار می‌نشیند

از کوی نیکنامان هر نیمه شب گذشتم
مثل سگی که پشت دربار می‌نشیند

هر نوکر زرنگی ریزه‎خور کریم است
بی اعتنا به سفره با یار می‌نشیند

سنگم برای زهرا بشکن بده تراشم
بر سنگ دُرّ قلبم  می‌نشیند

یک عمر زحمت من پای ابوتراب است
شاهی که با گدا در بازار می‌نشیند

صرفا به دست حیدر کار مرا بسازید
حتما کنار قبرم یکبار می‌نشیند

حرف عطش که باشد شخصا خودش می‌آید
با ما حسین پیش از افطار می‌نشیند

ذکر حسین جانم ذکر حسن حسن شد
این شاه، رعیتش با تجار می‌نشیند

با یاد کربلا و مشهد دلش گرفته
آنکه مدینه پشت دیوار می‌نشیند

تابوت او برای عباس دردسر شد
روی جنازه‎اش تیر بسیار می‌نشیند

اما نرفته گودال در زیر سمّ مرکب
نه خنجری به حنجر صد بار می‌نشیند





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جنس انگور اگر عسگری‎اش قیمتی است
دل خالص شده هم دلبری‎اش قیمتی است

عبد رسوا شده‎ای که همه جا را گشته
زار برگشتن و جانب دری‎اش قیمتی است

دل رسوای مرا لطف خدا بالا برد
از بس این ظرف دلم مشتری‏‎اش قیمتی است

تا سحر نام تو را می‎برم ای ربّ کریم
سینه‎ی سوخته نوحه‎گری‎اش قیمتی است

از همان روز ازل فاطمه ما را بُرده 
مادر ما به خدا مادری‎اش قیمتی است

دل نبستم به هر دل که فقط در دل‎ها
در تمامی جهان، حیدری‎اش قیمتی است

کل اعمال گره خورده به حبّ حیدر
مژده بر دل که علی یاوری‎اش قیمتی است

هر کسی ذوب در انوار حسینی باشد
نزد زهرا و علی نوکری‎اش قیمتی است

چشم ما را گریه نکرده است به جز بر ارباب
باده‎ی ناب فقط کوثری‎اش قیمتی است





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

رسیده به درگاه، عبد اسیر 
جوانی که حالا شده پیر پیر

گرفتارِ شرمنده و سر به زیر 
پناهم بده حضرت دستگیر

اجرنا اجرنا مدد یا مجیر

ز دست دل و دیده‌ام وای وای 
من عمری‌ست خوابیده‌ام وای وای

ز خشمت نترسیده‌ام وای وای 
بغل کن مرا باز ای بی‌نظیر

اجرنا اجرنا مدد یا مجیر

دلم مرده و ظاهرا زنده‌ام 
کجا مومنم من کجا بنده‌ام

به رویم نیاور که شرمنده‌ام 
به قربانت، ارباب سائل پذیر

اجرنا اجرنا مدد یا مجیر

اگر چه خدا را صدا می‌زنم 
دم از ربّنا ربّنا می‌زنم

به بخت خوشم پشت پا می‌زنم 
تو زود آمدی ولی من دیر دیر

اجرنا اجرنا مدد یا مجیر

نه کافی‌ست اعمال در دفترم 
نه راضی‌ست از من پدر مادرم

چه یاید کنم با دل مضطرم 
من و صد هزاران گناه کبیر

اجرنا اجرنا مدد یا مجیر

گدایم گدایم گدای علی 
مرا خاک کن زیر پای علی

گره خورده‌ام با ولای علی 
خریده است ما را علی در غدیر

اجرنا اجرنا مدد یا مجیر

سیاهم ولی چون صدف ‌می‌شوم 
همین که مقیم نجف می‌شوم

به ایوان طلا تا طرف می‌شوم 
به سجده می‌افتم به پای علی

اجرنا اجرنا مدد یا مجیر

اگر چه گنه سدّ راه من است 
امام خراسان پناه من است

ضریح رضا تکیه‎گاه من است 
گدا پیش سلطان شده سیر سیر

اجرنا اجرنا مدد یا مجیر

مناجاتِ بی کربلا ابتر است 
حسین آبرومند در محشر است

همیشه گدایش بر این باور است 
امیری حسین و نعم الامیر

اجرنا اجرنا مدد یا مجیر

به قرآن و توحید پا می‌زنند 
حسین مرا با عصا می‌زنند

پس از آن سنان را صدا می‌زنند
نزن نیزه را کفتار پیر

پرم سوخته پیکرم سوخته 
از آتش تمام پرم سوخته

اباالفضل جان معجرم سوخته
تو افتادی و شمر گشته دلیر





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

خرابه‌ایست دلی که ز عشق دم نزند
خدا برای دلی اینچنین رقم نزند

خدا کند که پس از روزه‌داری‌ام از دست ندهد
شبانه روز فقط حرف از شکم نزند

رسیده‌ام به سرایی که صاحبش عمری‌ست 
نَزَد ز معصیتم حرف، باز هم نزند

کجا روم چه کنم با که درد خود گویم؟
اگر که بنده‌ی عاصی درِ حرم نزند

من آمده‎ام که از این پس گناه و معصیتم 
بساط بندگی‌ام را دگر به هم نزند

به روز حشر بگویم که دوستش دارم 
چنانچه لطف کند مُهر بر لبم نزند

دخیل اهل کسایم و بی پناه شده است 
کسی که رو به خدایان ذوالکرم نزند

ز عشق بازی و دلدادگی چه می‌فهمد 
میان صحن نجف هر کسی قدم نزند

حسین خون خدا هست و من گدای حسین 
گدا چه سان دم از آن شاه محترم نزند

بگو به صاحب آن خیزران به پیش رباب
به کام شاه دگر ضربه از ستم نزند

بگو که حرف کنیزی آل عصمت را 
به اشک دیده‎ی صاحب عَلَم نزند





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یا ربّ از این فعل کمم اخلاص و قربت را نگیر 
هر چیز می‌گیری بگیر اما حلاوت را نگیر

چیزی ندارم آورم بر محضرت جز چشمِ تر 
از آسمان دیده‌ام باران رحمت را نگیر

مشغول دنیا شد دلم با غفلت از «یوم النُّشور»
از خاطر آشفته‌ام یاد قیامت را نگیر

یک عمر با سرپیچی‌ام بیچاره و رسوا شدم 
شرمنده‌ام یا سیدی از من اطاعت را نگیر

با بی حیایی‌های خود خیلی تو را آزرده‌ام 
جان علی دیگر بیا از من نجابت را نگیر

من با ولای مرتضی تا عرش اعلی می‌روم 
جانم بگیر و در عوض حبّ ولایت را نگیر

دیدی نشد با معرفت بوسه به شش گوشه زنم 
باشد از این هجران زده بوسه به تربت را نگیر

نام شب این سفره‌ام شد گریه بر داغ حسین 
لطفی کن و از سفره‌ام این نام هیئت را نگیر

مست مناجات است او ای نیزه‌دار بی حیا 
از حنجر خشکیده‌اش صوت و فصاحت را نگیر

زهرا با وضو شانه به مویش می‌زده
حرام زاده شرم کن گیسوی حضرت را نگیر

چیزی نمانده از طناب عمامه  یا خُود و زره 
ای ساربان بس کن برو دنبال غارت را نگیر





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

با غم هجران تو هر چند که راه آمدیم
باز هم بی تو به استقبال این ماه آمدیم

پای من را دعوت چشمت به مهمانی کشاند 
ما به شوق تو به مهمانی الله آمدیم

آمدیم اما چگونه آمدیم اما چطور؟
پر گناه و روسیاه و باز گمراه آمدیم

چند وقتی هست در ما رغبت دیدار نیست
ما که حتی گاه اینجا هم به اکراه آمدیم

خوب می‎دانی و می‎دانیم خیلی بد شدیم 
خوب می‏‎دانی پشیمانیم آقا آمدیم

اوج آمال و امید ما در اینجا نوکری است
ما به این درگاه آری در پی جاه آمدیم

شاه را انداخت نیزه را از بلندی برگرفت 
روضه را دیدیم سنگین است کوتاه آمدیم





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

گریه در بین مناجاتم شبیه گوهر است
چون خدا می‎گردد و دنبال چشمان تر است

احترام سفره را دارند اهل این محل
آب آبادی ما از آب حوض کوثر است

او نمی‎گیرد به دل اصلا نمی‎آرد به رو
این خدا با هر کسی بد کرده باشد، بهتر است

داد و قالم را ندید و آبرویم را نبرد
سال‎ها مشتی که می‎کوبم پناهش این در است

راستش خیلی بدهکاری به بار آورده‎ام
بار کج آورده‎ام این بار، بار آخر است

کارگرها می‎زنند از کار خود او می‎خرد
مفت و مجانی که می‎بخشند ما را نوبر است

این که می‎سوزاندت را بشنو و باور نکن
هر که در آغوش گرمش سوخت حرف دیگر است

بچه‎ی بد را نزن پیش همه چون آخرش
آنکه می‎گیرد مرا در زیر چادر، مادر است

دست خالی نیستم خاک نجف دارم به کف
دستِ کم من را نگیرید، اعتبارم حیدر است

دست من را زود بگذارید در دست حسین
بنده‎ی خوب خدا اسم درستش نوکر است

آرزوی من نماز صبح در کرب و بلاست
یک سحر پائین پا و یک سحر بالاسر است

پیش اربابم حسین «عند ملیک مقتدر»
هر کسی پایش به محشر می‎رسد فرمانبر است





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

هِی می‎زنم این در را با دیده‌ی گریانی
من طفل پریشانم کو گرمی دامانی؟

مستی گناهم رفت مانده است پشیمانی
نه توبه ی مقبولی نه فرصت جبرانی
ای ربّ کریم العفو

دنبال همه بودم دنبال تو اما نه
مشتاق گنه بودم مشتاق سحرها نه

در خدمت دل بودم، در خدمت مولا نه
چه خاک کنم بر سر گر روی بگردانی
ای رب کریم العفو

افتاده‌ام از چشمت می‌سوزم و می‌نالم
آقام دلش خون شد از نامه‌ی اعمالم

دور از تو شدم حالا ناخوش شده احوالم
تو دست بگیر از من دریا شده طوفانی
ای ربّ کریم العفو

یا ربّ تو خودت بشکن این قفل زبانم را
آرام کن از رحمت قلب نگرانم را

با نام علی پر کن ماه رمضانم را
من نوکر این خانه او لایق سلطانی

آقای ازل حیدر آقای ابد حیدر
دیدیم گرفتاریم گفتیم مدد حیدر

معنا و مسمای الله صمد حیدر
ما شیعه مولاییم این است مسلمانی
ای ربّ کریم العفو

من آب که می‌نوشم دلواپس و بی تابم
با تشنگی روزه یاد لب اربابم

شب‌های پس از روضه از گریه نمی‌خوابم
وای از تن صد چاک آن یوسف کنعانی
ای ربّ کریم العفو

صد تیر به چشمش خورد صد تیر به مرکب خورد
بر پهلوی زهرا خورد آن چکمه که بر لب خورد

شلاق حرامی‎ها بر بازوی زینب خورد
ناموس خداوند است افتاده به حیرانی
ای ربّ کریم العفو





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دلبر دلش گرفته دلدار گریه کرده
عاشق همیشه وقت دیدار گریه کرده

به دوستی بنده هشیارتر خدا بود
از توبه‌ی گنه‎کار غفار گریه کرده

درد مریض را جز درد آشنا نفهمید
گاهی طبیب هم با بیمار گریه کرده

شرمنده از گناهان، دانی مثال ما چیست؟
خانه خراب، زیر آوار گریه کرده

شب زنده دارها را طوری دگر خریدن
طوبی بر آنکه تا صبح بیدار گریه کرده

یک شهر را دعای یک مست زنده کرده
مستی که در مناجات هشیار گریه کرده

در کسوت گدایی حرفی بلد نبودیم
سائل همیشه جای اصرار گریه کرده

با گریه طفل هر چه که خواسته گرفته
حاجت گرفته کودک هر بار گریه کرده

ما را فقط دعای زهرا نجات داده
مادر برای طفلش بسیار گریه کرده

کفاره‌ی گناه ما را حسین داده
هر بار بین گودال خونبار گریه کرده

یک یا حسین گفته وا کرده روزه‌اش را
آن تشنه که زمان افطار گریه کرده

آب فرات آخر تا خیمه‌ها نیامد
با مشک از خجالت صد بار گریه کرده

کف می‎زدند لشگر قلب رباب می‎سوخت
مابین خنده‎های اغیار گریه کرده

زیر عبا چه چیزی پنهان نموده ارباب
سرخ است چشمهایش انگار گریه کرده

گهواره بعد اصغر در دست ابن سعد است
گهواره در حراج بازار گریه کرده

(به کاسه‎های شیر افطار خیره بودم
دل رفت پشت خیمه یاد رباب کردم

از کام خشک طفل شش ماهه یادم آمد
هر لحظه‎ای که مشتم را پر ز آب کردم 

تیر سه شعبه بود و حلقوم پاره پاره
سر نیزه بود می‎رفت تشییع شیرخواره)

بر حال مادر ما در بین آتش و خون
دیوار دم گرفته شاید مسمار گریه کرده





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

وقت استغفار حال زار را از من نگیر
حس وحال گریه‌ی بسیار را از من نگیر

چند قطره اشک مانده از همه دارایی‌ام
پس عنایت کن همین مقدار را از من نگیر

من همین یک ماه را در خواب غفلت نیستم
بعد از این هم چشم شب بیدار را از من نگیر

با وجود معصیت بر توبه‌هایم دلخوشم
یا غفارالذنوب این حال استغفار را از من نگیر

جرم کمتر می‌شود با اعتراف بر گناه
یا اله المذنبین اقرار را از من نگیر

بهر درمان دلم گاهی به تو سر می‌زنم
ای طبیب اصلا دل بیمار را از من نگیر

روز محشر بر دهانم مهر خاموشی مزن
در قیامت فرصت گفتار را از من نگیر

هر که را خواهی بگیر از من ولی جان علی
اهل بیت حیدر کرار از من نگیر

حب حیدر شاخص تشخیص حق از باطل است
راه را گم می‌کنم معیار را از من نگیر

هفته‌ای یکبار هیئت میروم در طول سال
تا قیامت هفته‎ای یکبار را از من نگیر

کاری از من بر نمی‌آید به جز سینه زدن
التماست می‎کنم این کار را از من نگیر

لحظه‌ی افطار حالم کربلایی می‌شود
حال خوب لحظه‌ی افطار را از من نگیر

بی حیایی سنگ بر سر داد زینب ناله زد
روشنای دیدگان تار را از من نگیر 

(ای که بردی زیورآلات و النگوی مرا
لااقل این روسری پاره را از من نگیر

با کمانت هرچه می‎خواهی بزن ای حرمله
گوشوارم را ببر گهوار را از من نگیر)





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حتی اگر از مال مالامال باشد

نزد تو باید قد آدم دال باشد

عبد پشیمان آمده آغوش وا کن

مگذار بیش از این پریشان حال باشد

اقرار معصیت چرا می‌خواهی از من

بهتر همین که عبد نادم لال باشد

اشکی بده محصول باغم پا بگیرد

ارزش ندارد میوه وقتی کال باشد

وقت گدایی از کریم آبرودار

خوب است سائل اهل قیل وقال باشد

گرچه گناهی در خور عفوت نکردم

اما همین عصیان پر از اشکال باشد

چشم امیدم روز محشر سوی زهراست

مادر همیشه در پی اطفال باشد

(بعد از آن سرفه چرا پیرهنت خونی شد

اصلا آنروز چه گفتی دهنت خونی شد)

زهرا خبر دارد که مجنون الحسینیم

بالله قسم این بهترین اقبال باشد

پرونده‌ی ما دست او باشد تمام است

هر مشکلی را فاطمه حلّال باشد

این گریه از خوف خدا خوب است اما

اشک محرم بهترین اعمال باشد

پس تا توان داریم گریان حسینیم

در روضه ای که صحبت گودال باشد

مردی که روزی زینت دوش نبی بود

انصاف بود آیا تنش پامال باشد؟

ای نامسلمان‌ها کمی آزاده باشید

ذبح کدامین دین به این منوال باشد؟

زینب به سوی خیمه‌ها برگشت و می‌گفت

ای وای اگر پای کسی خلخال باشد

قدری ز بغض و امید ما همین است

سال ظهور منتقم امسال باشد 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 25 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

به امید ظهور مولا و سرورمان حضرت حجت ابن الحسن(عجل الله فرجه الشریف)
که صد البته نزدیک است
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پایگاه نوحه و سبک های مداحی