نوای دل
تلخ است روزگار ، با یاد تو شیرین می شود
هر چه می‎کوشم نمی‎گردم شبیه حضرتت
من کجا و بودن یک دم شبیه حضرتت

هر چه می‎گردم نمی‎جویم کسی را مثل تو
نیست در سرتاسر عالم شبیه حضرتت

ای فدای آن صفات قهری و رحمانیت
آرزو دارم دمی باشم شبیه حضرتت

گر یکی از آن هزار و یک صفت را داشتم
یک هزارم می‎شدم من هم شبیه حضرتت

ذره‎ای اخلاق و رفتارم نرفته بر شما
نیست یک مثقال هم دینم شبیه حضرتت

با وجود این همه دوری ز غم‎های دلت
دلخوشم صد درددل دارم شبیه حضرتت

در نجف در کربلا در کاظمین در سامرا
گه زیارت نامه می‎خوانم شبیه حضرتت

چون به مشهد می‎رسم گاهی من از باب الجواد
گه ز گوهرشاد می‎آیم شبیه حضرتت

از مدینه تا مدینه یک گریز روضه ات
یاد جدّ اطهرت گِریَم شبیه حضرتت

چون سخن از پشت دیوار بقیع آید میان
من سراغ مادرت گیرم شبیه حضرتت

موسم حج می‎رود ای دل به صحرای منا
یاد مسلخ یاد گودالم شبیه حضرتت

یاد اکبر، یاد اصغر، یاد سقا، یاد آب
یاد مشک پاره می‎افتم شبیه حضرتت

از صفا تا مروه کرب و بلا چون طی کنم
هاجر دشت بلا بینم شبیه حضرتت

در میان هروله بر حرمله لعنت کنان
روضه‎ی شش ماهه می‎خوانم شبیه حضرتت

از گلوی پاره‎ی نوزاد دلبند رباب
تا قیامت من به فریادم شبیه حضرتت

روی دست شه چو شهزاده علم شد قامتش
از غدیر خم رسد یادم شبیه حضرتش




نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 مرداد 1398 :: نویسنده : میلاد ایروانی
«مادرت کرد دعا و پدرت روزی کرد
روضه خوان لب عطشان تو باشم ارباب»

چشمم امروز اگر خیس شد و بارانی
علت این است که مهمانم و در مهمانی

کرده حق رحمت خود را به گدا ارزانی
عرفه روز حسین است و خدا هم بانی

همه در سایه‎ی الطاف حسین آمده‎ایم
اصلا انگار به بین الحرمین آمده‎ایم

سهمم از زندگی بی تو بداقبالی شد
کار من بعد گنه مستی و خوشحالی شد

بعد ماه رمضان کاسه‎ی من خالی شد
ولی امروز که خواندی تو مرا عالی شد

بعد یک عمر که هی این در و آن در گشتم
دیدی آخر سرانجام به تو برگشتم

به رویم هیچ نیاور که زمین افتادم
من برای هوسم رشوه به شیطان دادم

باغ خشکیده شدم فاطمه کرد آبادم
من از آن روز که عبد علی‎ام، آزادم

جان آقام علی عفو کن الان همه را
کم نکن از سرِ ما مادری فاطمه را

هر چه شد مهر علی را که ندادم ز کفم
موقع نوکری‎ام گم نشد اصلا هدفم

خاکم اما به روی دامن شاه نجفم
با هر آن کس که علی دوست نباشد طرفم

با علی وعده گرفتم دم ایوان طلا
اربعین از نجف او بروم کرب و بلا

گریه‎‎‎ی هر شبه و ناله‎ی توأم داریم
همه‎ی سال به دل شور محرم داریم

ما فقط یک شب سوم به خدا کم داریم
با رقیه شرف هر دو جهان هم داریم

او که امروز خودش قبله‎ی حاجات شده
روی دوش عمویش گرم مناجات شده

روزی از عرش خداوند نگین می افتد
زینت دوش عمو روی زمین می افتد

با لگدها به یسار و به یمین می افتد
طفل با ضربه ی سیلی به یقین می افتد

گر چه امروز به دستش زر و زیور دارد
بعد یک ماه دگر غصه ی معجر دارد





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
باید از بندگیِ تو به خدایی برسیم
بعد از این حصر کشیدن به رهایی برسیم

بی طبیبانگی تو به خدا، ممکن نیست
بعد یک عمر دویدن به دوایی برسیم

بی خودی بود اگر سعی و تلاشی کردیم
بی نگاه تو محال است به جایی برسیم

مگر از جانب تو فیض عظیمی برسد
ما هم از دولت وصلت به نوایی برسیم

چشم ما را به قدومت متبرک کن تا
از غبار کف پایت به بهایی برسیم

انبیا پشت در خانه‎ی تو منتظرند
ما که هستیم دگر بهر گدایی برسیم

شاعری خوب بلد نیستم اما آخر
ادب این نیست که ما هم به عبایی برسیم




نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حال خوش در گرو فیض سحر داشتن است
قرب حق لازمه‎اش دیده‎ی تر داشتن است

آه کنعان پر از غم شده، حقِ یعقوب 
گاه حداقل از یار خبر داشتن است

امر معشوق رقم خورده جدایی یعنی
سهم عشاق فقط چشم به در داشتن است

بند اگر بند نگار است پَرَت را بشکن
گاه گمراه شدن حاصل پر داشتن است

اولین مرحله‎ی بنده‎ی مهدی بودن 
همه جا خاطر او مدّ نظر داشتن است

اینکه لبخند رضایت بنشانی به لبش 
دوره‎ی غربت او اوج هنر داشتن است

یار او نیستم و امر فرج می‎طلبم
شرط در امر ظهورش به نفر داشتن است

پدر ماست علی شیر خدا شاه نجف 
خیر اولاد در اینگونه پدر داشتن است

علت اصلی نان شب پر برکت ما 
صبح از روضه‎ی ارباب گذر داشتن است

کربلا راه نجات است و نجات از آتش
در قدم سوی گل فاطمه برداشتن است

بدترین درد و مصیبات برای مادر 
بین گودال پر نیزه پسر داشتن است




نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
خوشا ساعتی روبرویت نشستن 
به لطف تو در گفتگویت نشستن

سخن با تو گفتن هم از تو شنیدن 
ز لفظ کلامت دو صد خوشه چیدن 

زلعل لبت جام کوثر بریزد 
به چشمان ما دُرّ و گوهر بریزد

به قرآن ز عترت ز احمد بگویی
ز هم نامی ات با محمد بگویی

بگویی سخن از مقامات طاها 
ز اوصاف زهرا کرامات مولا

بفرمائی از درس عبرت ز دوران 
کمی از حسن جان، کمی از حسین جان

فدای کلامت فدای بیانت 
فدای تو و رازهای نهانت

امان ای امام زمان از فراقت 
امان از دل پر غم و درد و داغت

چه شد راستی آب گِل‎ها عوض شد؟ 
پس از شصت و یکسال دل‎ها عوض شد

چرا هر چه فرمود جدّ غریبت 
نکردند یاری آن بی حبیبت 

به او مردمان پاسخی سرد دادند 
به زینب هزاران غم و درد دادند

همانان که نامه نوشتند او را 
چه شد که به شمشیر کشتند او را

چو می‎گفت من زاده‎ی مصطفایم 
گل فاطمه خوشه‎ی مرتضایم

تمسخر نمودند و شد سنگباران 
خیام حرم طعمه‎ی نیزه داران

شنیدم دلیل جنایات آنها 
ز مال حرام است و شبهه، دریغا

چو جدّ تو فرمود ای مردم پست 
شکم‎هایتان پر ز مال حرام است

نیارد خدا روز بد بر سر کس 
امان از هجوم شغالان کرکس 

نه سر ماند از بهر آقا نه پیکر 
نه انگشت و انگشتری زیر خنجر

تنش را کشیدند این سو و آن سو 
به زیر سمّ اسب پهلو به پهلو





نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تنها دعا برای فرج عاشقانه نیست 
عاشق شدن به شعر و سرود و ترانه نیست

در راه انتظار فراز و نشیب هست 
بی امتحان فلاح در این آستانه نیست

در امتداد راه قیامش چه کرده‎ایم؟ 
سائل شدن معین امام زمانه نیست

تنها بسنده کردن شیعه به ذکر یار 
در سجده و قیام و قعود عارفانه نیست

یک قوم زیر ظلم و گرفتار کارزار 
ما کارمان به غیر دعای شبانه نیست

حیّ علی الجهاد و همه در رکاب یار 
جز منطق شهید، رهی جاودانه نیست

با این همه یتیم و فقیر و نیازمند 
یک عده در رفاه، این منصفانه نیست

عیاش زاده ها همه غرق فساد و مست 
در دست حاکمان ز چه رو تازیانه نیست؟

سقف اجاره‎ها به نجومی رسیده است 
دولت به فکر مردم بی آشیانه نیست

غرق بلاست حاشیه‎ی شهر پایتخت 
اما ز سوی مدعیان یک نشانه نیست

رفته ز دست، خیل جوانان این دیار 
ما دست روی دست که این مشفقانه نیست

جمعی غریب و عده‎ای از خانمان به دور 
جمعی گرسنه مانده ولی مرد خانه نیست

تنها ره نجات حضور جهادی است 
باید قیام کرد که جای بهانه نیست

بار غم امام زیاد است ای دریغ 
ما را خبر ز درد دل مخفیانه نیست

وقتی به کار ما گره کور می‎خورد 
ما را گره‎گشای به جز «نازدانه» نیست

می‎گفت بی هوا نزن ای زجر بی حیا 
کمتر بزن سزای من این تازیانه نیست





نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
بنای سوختن امشب اگر نداشته باشد
چه بهتر است که پروانه پر نداشته باشد

نه! سرزنش نکنید این دلی که سوخته، شاید 
به غیر آه کشیدن هنر نداشته باشد

هنوز آب نخورده است خاکِ خشکِ دل من 
بعید نیست درختم ثمر نداشته باشد

خدا نیاورد آنکه ز چشم یار بیفتم 
خدا کند که ز ما دست، بر نداشته باشد

هزار نافله خواندن به هیچ کار نیاید 
اگر به بندگی ما نظر نداشته باشد

شبانه به سر و سینه زدن چه فایده دارد 
ضرر نمود کسی که سحر نداشته باشد

چه خاک بر سر خود می‎کند کسی که سحرگاه 
به قدر بال مگسی چشم تر نداشته باشد

فقط اجازه بده پیش خانه‎ات بنشینم 
بد است که شاه، گدا پشت در نداشته باشد

مرا بغل کن و با بوسه غرق عاطفه‎ام کن 
شبیه آن پسری که پدر نداشته باشد

چقدر ندبه بخوانیم و «أین أین» بگوئیم 
روا نبود دعاها اثر نداشته باشد

تو را به حنجر خشک حسین فاطمه برگرد 
بیا که شیعه دگر خون جگر نداشته باشد

کفن قبول ولی لعنت خدا به تو ای شمر 
بنا نبود که این تشنه سر نداشته باشد





نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام خالق عالم به حق حضرت سرمد 
بیا که سینه‎ی ما پر شده از مصیبت بی‎حد

اگر چه قسمت این دل همیشه بوده جدایی 
زبان به شکوه ندارم هر آنچه یار بخواهد

رسیده‎ام به ته خط ولی برای رضایت 
نشد دلم به خلاصی از گناه مقید

همیشه نامه‎ام آزرده قلب فاطمی‎ات را 
ولی دوباره نکردی مرا ز خانه‎ی خود رد

نشسته‎ام به دو چشم پر آب تا که بمیرم 
به پای روضه‎ی جانسوز جعفر بن محمد

رئیس مکتب حق باشی و غریب 
نه زائری نه رواقی نه گنبد و مرقد

خیال کن سر پیری میان سجده که هستی 
کسی به چکمه به روی عبات پا بگذارد

دوباره واژه‎ی چکمه مرا رساند به گودال 
به روی عرش برین شمر، وای فاطمه آمد





نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
بی تو دل من زار شود بی برو برگرد 
پیش همه کس خار شود بی برو برگرد

خورشیدی و هر کس ننشیند به شعاعت 
مانند شب تار شود بی برو برگرد

قلبی که نباشد ضربانش به هوایت 
در قبر گرفتار شود بی برو برگرد

آن چشم که از عکس گنه شرم ندارد 
خود مانع دیدار شود بی برو برگرد

وقتی که دعایت بشود شامل عبدی 
فی الحال سبک بال شود بی برو برگرد

هر کس که رود کرب و بلا صحن اباالفضل 
مجنون علمدار شود بی برو برگرد

با روضه‌ی شرمندگی‌اش از رخ طفلان 
یک عمر عزادار شود بی برو برگرد

عباس نباشد چه کنند این زن و بچه 
کار همه دشوار شود بی برو برگرد





نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چشم من خشک است و چشم یار، گریان مانده است 
ما پشیمان نیستیم و او پریشان مانده است

آنقدر از دست مردم غصّه خورد و غصّه خورد 
رفته است از شهرها و در بیابان مانده است

جور ما را سال‎های سال دارد می‎کشد 
این پدر عمری‎ست پشت ما یتیمان مانده است

زود بین خیمه‎اش جایی برای خود بگیر 
نوح را دریاب تا کشتی به طوفان مانده است

وقت دلتنگی به سمت خیمه‎اش پرواز کن 
بویی از پیراهن یوسف به کنعان مانده است

ای که دستت می‎رسد کاری بکن بهر فرج 
عمر دارد می‎رود، کم وقت جبران مانده است

کاش ما را با خودش می‎برد تا صحن حسین 
در دل ما حسرت یک دیدار جانان مانده است

تا تنور خانه‎ای هم مادرش را می‎کشد 
ماه زیر خاک و خاکستر که پنهان مانده است

https://3shanbeh.kowsarblog.ir/




نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یا ربّ یا الهی یا ربّ یا الهی

من بنده‌ی تو هستم عهد تو را شکستم 
پرونده‌ی سیاهم مانده به روی دستم

عبد فراری‌ات را دلخون نمی‌کنی تو 
از خانه‌ات گدا را بیرون نمی‌کنی تو

یا ربّ یا الهی یا ربّ یا الهی

دل با صفا نکردم از تو حیا نکردم 
بر توبه‎نامه‌ی خود اصلا وفا نکردم

شرمنده‌ام نبردی هرگز تو آبرویم 
تازه اجازه دادی با تو سخن بگویم

یا ربّ یا الهی یا ربّ یا الهی

آنان که در بهشتند خاک مرا سرشتند 
بر صورتم از اول نام علی نوشتند

من مست گریه هستم اشکم شده شرابم 
زهرا گرفته دستم عبد ابوترابم

یا ربّ یا الهی یا ربّ یا الهی

دل شد حریم جانان هر دم شدم پریشان 
عقده ز دل گشودم، ناله زدم حسین جان

کلب حریم عشقم شیدای عالمینم 
عالم همه بداند دیوانه‌ی حسینم

آب روان بنوشم گویم به آه سوزان 
دوست دارم حسین جان، دوست دارم حسین جان

آهسته‌تر برادر شانه زنم به مویت 
این لحظه‌های آخر بوسه زنم گلویت

من پای گیسوانت گیسو سپید کردم 
اذنم دهی به میدان دور سرت بگردم

گویم به چشم خونبار دیدی شدم گرفتار 
حسین خدانگهدار …





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دو سه شب مانده فقط فرصتمان محدود است 
رحم کن گرچه گدای تو گنه‎آلود است

وای بر من اگر امشب نخری بارم را 
آه پس من چه کنم نفس خطا کارم را

هیچکس مثل منِ خسته پریشان نشده 
روزه‎هایم سپر آتش سوزان نشده

دانه دانه گنه من شده صدها خروار 
ماندم از فیض نمازی که قضا شد هر بار

در سرم جز هوس و خواهش نفسانی نیست 
خبری دیگر از آن سجده‎ی طولانی نیست

جای مظلوم، ستم پیشه هم آغوشم شد 
از علی گفتم و ایتام فراموشم شد

معصیت کم‎کم از این خانه مرا دورم کرد 
خوی دنیاطلبی بود که مغلوبم کرد

سیدی صید شدم در شهواتم الغوث 
سخت دلواپس میزان و صراطم الغوث

بینوایم، به گدا نان و نوایی برسان 
درد دارم چه کنم زود دوایی برسان

نسخه‎ای نیست به جز گریه‎ی بر ثارالله 
هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله

سر مولا به روی نیزه اعدا می‎رفت 
ناله‎ی خواهر او بود که بالا می‎رفت 

به لب تشنه‎ی ارباب الهی العفو 
به همان گریه‎ی بی‌‎تاب الهی العفو




نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ماندم میان خوف و رجا دست من بگیر 
وقتم کم است، آه خدا دست من بگیر

چیزی نمانده جمع شود خوان رحمتت 
حالا که هست سفره به پا دست من بگیر

در هم بخر سوا بکنی گریه می‌کنم 
امشب کنار این رفقا دست من بگیر

من صاحب مصائب سنگین و بی حدم 
با این همه گناه و خطا دست من بگیر

ای دستگیر باخبری من چه کرده‎ام (کرده‎اند خلق)
دست مرا دوباره رها دست من بگیر

باد صبا هوای نجف را می‌آورد 
مستم به بوی باد صبا دست من بگیر

باشد دخیل پنجره فولاد می‌شوم 
در روضه‌ی امام رضا دست من بگیر

بر رشته‌ی محبت او چنگ می‌زنم 
چنگی که «لا انفصام لها» دست من بگیر

بر خاک کوچه رو به اباصلت ناله زد 
در زیر پام مانده عبا دست من بگیر

پنجاه بار بین گذر خورده‎ام زمین 
یاد غریب کرب و بلا دست من بگیر

عباس نیست زینب و یک محمل بلند 
گوید سکینه عمه بیا دست من بگیر





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اشک عشاق تو از دیده روان است بیا 
آخرین جمعه‎ی ماه رمضان است بیا

العجل تا که برای تو به دردی بخوریم 
نوکر تو تا که جوان است بیا

صاحب العصری و هر عصر نبودم یادت 
سر ما گرم به بازی زمان است بیا

ثمن عمر منِ زار، ضرر بود و ضرر 
عمر این شاخه دگر رو به خزان است بیا

کوهی از معصیت است اینکه روی شانه‎ام است 
قامتم زیر گنه مثل کمان است بیا

گرد و خاکی که گرفته دل ما را بتکان 
نظر لطف شما خانه تکان است بیا

کو عبایت که بیایی به سر ما بکشانی 
شیعه عمریست به دنبال امان است بیا

من دعا بهر فرج می‎کنم و می‎دانم 
که یقینا فرج شیعه در آن است بیا

انتقام در و دیوار به دستان شماست 
مادرت فاطمه قلبش نگران است بیا

کربلا با تو چه کیفی چه صفایی دارد 
پشت تو قافله‎ی سینه‎زنان است بیا

از تن جدّ شما پیرهنش را بردند 
سینه زن هم ز غمش جامه‎دران است بیا





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
خسته و سرگشته، ای غفّار من برگشته‎ام 
سر به زیر و بی‎کس و بی‎یار من برگشته‎ام

دل به هر کس غیر تو دادم غرورم را شکست 
زخمی از بی مهری و آزار من برگشته‎ام

ای رفیق روزهای سخت، دستم را بگیر 
کن نظر خورده گره در کار من برگشته‎ام

پیش این و آن بیا و دست من را رو مکن 
آبرو داری کن ای ستّار من برگشته‎ام

یا درستم کن همین امشب یا مرگم رسان 
خسته‎ام از این همه تکرار من برگشته‌ام

بارها و بارها شرمنده‌ی آقا شدم 
باز هم با لطف او من اینبار من برگشته‎ام

تا زمین خوردم بلندم کرد آقای نجف 
در پناه حیدر کرار من برگشته ام

مادر آئینه‎ها قلب مرا تطهیر کرد 
با دعای مادری غمخوار من برگشته‌ام

با لبان تشنه هر لحظه برم کرب و بلا 
با سلامی لحظه‌ی افطار برگشته‎ام

بارها زینب صدا زد کو علمدار حرم 
از میان کوچه و بازار من برگشته‌ام





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
وقت توبیخ نبین زشتی اعمالم را 
وقت بخشش بنگر کثرت آمالم را

با تعمد دم در ماندم و داخل نشدم 
تا که جویا بشوی لحظه‎ای احوالم را

با نظر سوی گناهان خودم داد زدم 
عفو کن این همه گستاخی و جنجالم را

کرمت زود رسید و به طمع افتادم 
چشم‎پوشی بنما دوزخ افعالم را

زیر و رو کن دل من را خبری در پیش است 
خوانده‎ام قبل نبا سوره‎ی زلزالم را

من زمین‎گیر گناهم نجفم را بده زود 
تا بمالم به حرم گوشه‏‎ای از بالم را

پیشکش کردم از روز ازل بهر حسین 
پدر و مادر و جان و تن و اموالم را

باز هم لطف کریمانه‎ی موسی الکاظم 
می‎دهد روزی پر برکت یکسالم را

جان فدایش که غریبانه میان زنجیر 
گفت باید چه کنم درد سیه چالم را؟





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اگر وا می کنی امشب پَرم را 
اگر پُر می کنی این ساغرم را

اگر دیدی تو چشمان ترم را 
اگر داری نشان دلبرم را

بگو امشب بیاید بیقرارم 
شب قدر است خیلی حرف دارم

گدا گرچه گدای بی سر و پاست 
خودت گفتی بیا عفو تو با ماست

مگر که تو دلت عاصی نمی‎خواست 
مگر آلوده تر از من هم اینجاست؟

تو هم خوبست قدرم را بدانی 
من آلوده را از خود نرانی

شده از دامنت کوتاه دستم 
کنار هر کس و ناکس نشستم

نگاهم را به چشم خلق بستم 
دلت را هی شکستم هی شکستم

نگو که از منِ عاصی بریدی 
ز من بگذر شتر دیدی ندیدی

مدارا کن دل یک دنده‎ام را 
بده بالا سر شرمنده ام را

نده دست چپم پرونده‎ام را 
بنازم دلبر بخشنده ام را

بنازم رافتی که داشتی را 
خودت وا کن مسیر آشتی را

توانمندی تو و من ناتوانم 
درآمد گریه‎ی صاحب زمانم

گنه چاقو زده بر استخوانم 
مرا بیچاره کرده این زبانم

درونم دشمنی خناس دارم 
به گردن کوه حق الناس دارم

بدم، باشم! ولی صاحب که دارم! 
ثوابی بر گنه، غالب که دارم

دلی بر دلبر راغب که دارم 
علی بن ابیطالب که دارم

کسی که در دل من منجلی بود 
علی بود و علی بود و علی بود

علی شد باده، پیمانه نجف شد 
کرم کرد و کرمخانه نجف شد

دلم هر بار مهمان نجف شد 
خراب و مست ایوان نجف شد

علی گفتم شراب طور خوردم 
نشستم از ضریح انگور خوردم

علی گفتم نگاهم کرد زهرا 
گدای دل‎بخواهم کرد زهرا

نظر بر سوز و آهم کرد زهرا
دوباره سر به راهم کرد زهرا

و ماندم تا ابد در زیر دِینش 
گرفتارم گرفتار حسینش

به شام تار من مهتاب ارباب 
شب قدری مرا دریاب ارباب

دلیل عفو من ارباب ارباب 
شدم از داغ تو بی‎تاب ارباب

سرت را پیش زینب می‎بریدند 
بمیرم نامرتب می بریدند




نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نفس سرکش گاه‎گاهی در دلم آشوب کرد 
شکر، تنبیه تو بود و فتنه را سرکوب کرد

قلب من با یاد عشقت میزد و عیبی نداشت 
غفلت از ذکر تو، قلب مرا معیوب کرد

تا ابد شرمنده هستم از کرام الکاتبین 
چون گناهان مرا هم دید و هم مکتوب کرد

چشم‌پوشی کردی و در چشم مردم آمدم 
پرده‌پوشی‌های تو خیلی مرا محبوب کرد

از شهیدان راهکار فهم را آموختیم 
لشکر ابلیس را شب می‌شود مغلوب کرد

هر زمان وضع معاشم سخت و نامطلوب شد 
ذکر یا حیدر مدد اوضاع را مطلوب کرد

در پی جاه و مقامی نیستم زیرا حسین 
در مقام نوکری خود مرا منصوب کرد

اربعین هر سال ثابت کرد با عشق حسین 
می‎شود قلب تمام خلق را مجذوب کرد

بی جهت گفتند روضه عامل افسردگی
بلکه روضه خیلی از افسرده‎ها را …





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عین گل بین کویر و خاک‎ها و خارها 
می‎نشینی پیش سائل‎ها، دم افطارها

بیشتر از والدینم دوستم داری ولی 
بیشتر دارم برایت با گناه آزارها

درد دارم می‌کشم که نیمه‌ی شب آمدم 
از سر خود وا مکن من را چنان سربارها

رد شو از پرونده‌ام دارم خجالت می‌کشم 
چون شکستم عهد خود را بارها و بارها

آبروی رفته‌ی ریش سفیدم را بخر 
نور رویم را نسوزان در میان نارها

خوف دارم از رجائی که مرا دورم کند 
از تهجدها، ریاضت‎ها و استغفارها

ما بنای آشتی داریم دست رد نزن 
برنمی‌داریم دست از توبه با این کارها

سفره‌ی رحمانیت پهن است پس امشب بگیر 
دست روزه‌خوارها را مثل روزه‌دارها

قدر من یعنی علی، یعنی حسن، یعنی حسین 
بندگی خوب است زیر سایه‌ی دلدارها

سر به ایوان نجف خم می‌کنم تا ابد 
عاجزند از خلق این ایوان همه معمارها

بالحسین بالحسین بالحسین بالحسین 
باز هم حرف حسین آمد، پناه زارها

از شب قدرم دگر بوی محرم می‌رسد 
زنده‌ایم اصلا به امید همین دیدارها

عیب‎هایم را همیشه مادرم پوشانده است 
پس میارزد ذکر یا زهرا به یا ستّارها

امشب از حال علی پیداست دارد می‌رود 
پیش زهرا پیش پیغمبر کنار یارها

می‌رود اما همه غم‌ها به دوش زینب است 
باز هم خونی‌ست بستر، وای از تکرارها

زخم شمشیر عاجز است از قتل مولایم علی 
پیشتر کشته علی را ضربه‌ی مسمارها

بعد حیدر کاش این روضه به پایان می‌رسید 
زینب است و کوفه و با آن کوچه‎ها، بازارها





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
همینکه گفتم الهی اجابتم کردی 
سریع آمدی و غرق رحمتم کردی

کسی که دست منِ پر گناه را نگرفت 
خودت همیشه رسیدی حمایتم کردی

بزرگواری و اصلا ندیده‌ای انگار 
زمان معصیتم گرچه رؤیتم کردی

به پشتوانه‌ی فضلت گناه کردم 
به پشتوانه‌ی حِلمت رعایتم کردی

حیا نکردم و مهلت به بنده‌ات دادی 
حیا به جای من و این وقاحتم کردی

به برکت نفس و رحمت امام زمان 
محبّ فاطمه و اهل هیئتم کردی

همین که ناله زدم «عائذ بأسمائک» 
گدای دائمی آل عصمتم کردی

صدا زدم مددی زود آمدی حیدر 
به لطف باده‌ی کوثر طهارتم کردی

پناه می‌برم امشب به زیر ایوانت 
که زیر سایه‌ی ایوان شفاعتم کردی

اگر چه بدم باز منتسب به توام 
تویی همان که همیشه ضمانتم کردی

تو قدر بودی و قدر تو را ندانستم 
خودت برای شب قدر دعوتم کردی

چه قدر ناله زدی بین چاه مظلومم 
چقدر گریه‌کن این مصیبتم کردی

فدای زخم عمیق سرت شوم آقا 
تنت به خاک مکش غرق غربتم کردی

صدا زدی به سوی قاتلت ز دنیایی 
که فاطمه به برم نیست راحتم کردی





نوع مطلب : مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 31 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

به امید ظهور مولا و سرورمان حضرت حجت ابن الحسن(عجل الله فرجه الشریف)
که صد البته نزدیک است
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پایگاه نوحه و سبک های مداحی